قبل از این که نوزاد شما به دنیا بیاید، احتمالاً مجموعه بی پایانی از کتابهای تربیت کودک را خواندهاید، به هزاران خاطره از والدین دیگر گوش دادهاید و شاید حتی قسم بخورید که در تربیت کودک، برخلاف تمام رفتارهایی که والدینتان انجام دادهاند، عمل میکنید. احتمالا به اصول تربیت کودک خود اطمینان دارید. اما اصول تربیتی شما برای چالشی ساخته شده که هنوز به وجود نیامده است، زیرا هنوز نوزادی به دنیا نیامده است.
سپس، نوزاد شما از راه رسید؛ به سرعت بزرگ شد و به یک فرد کوچک با افکار و خواستههای مخصوص به خود تبدیل شد و ناگهان ترکیب همه اینها، شما را کاملاً گیج و سردرگم کرد. همچنین ممکن است فشار روانی گرفتن تصمیمات سخت به عنوان والدین باعث شده باشد که شروع به جستجوی گروههایی از والدین همکار کرده باشید تا به شما مشاوره بدهند.
از طریق این گروهها، ممکن است اسم یکی از روشهای فرزند پروری جدیدتر و بحث برانگیز را شنیده باشید: فرزندپروری آگاهانه. با این حال فرزندپروری آگاهانه چیست؟ و آیا واقعا جواب میدهد؟
فرزندپروری آگاهانه چیست؟
فرزندپروری آگاهانه اصطلاحی است که توسط روانشناسان مختلف و سایر متخصصان برای توصیف روشی از فرزندپروری استفاده میشود که معمولاً بیشتر بر والدین تمرکز دارد و این که چگونه آگاهی از خود میتواند انتخابهای والدین را شکل دهد.
ریشه این روش تربیت کودک در ترکیبی از فلسفه به سبک شرقی و روانشناسی به سبک غربی است. به عبارت دیگر، فرزندپروری آگاهانه ترکیبی از مراقبه و تمرکز بر روی خود است. به بیان ساده تر، فرزندپروری آگاهانه از والدین میخواهد که به جای تلاش برای درست کردن رفتار فرزندشان، به درون خود تمرکز کنند. فرزندپروری آگاهانه به کودکان به عنوان موجوداتی مستقل نگاه میکند (اگرچه مسلماً هنوز به مرور زمان در حال رشد هستند) که میتوانند به والدین بیاموزند که خود آگاه تر شوند.
بر اساس گفته متخصصان، از طریق توجه جدی به میراثهای فرهنگی یا به بیان صریحتر، عقدههای خانوادگی و شروط شخصی، والدین میتوانند معیارهای شخصی خود را برای چگونگی زندگی کردن کنار بگذارند.
متخصصان معتقد هستند که رها کردن معیارهای شخصی باعث میشود که والدین تحمیل عقاید خود به فرزندانشان را رها کنند. هنگامی که این اتفاق می افتد، کودک آزاد میشود تا هویت واقعی خود را رشد و توسعه دهد. در نهایت، استدلال میشود که این کار به کودک کمک میکند تا با والدین خود ارتباط برقرار کند؛ زیرا کودک همانطور که واقعا هست، پذیرفته میشود.
حامیان فرزندپروری آگاهانه معتقد هستند که این نوع تربیت کودک از بروز بحران هویت در آینده کودک پیشگیری میکند. آنها همچنین احساس میکنند که این روش باعث ایجاد پیوندهای عاطفی نزدیکتر با کودک میشود و این که شرطیسازی و سبک مقتدرانه رایج والدین در بسیاری از روابط، مقصر تعداد زیادی از کودکانی است که از والدین خود دور میشوند.
عناصر کلیدی فرزندپروری آگاهانه
در حالی که عناصر زیادی برای فرزندپروری آگاهانه وجود دارد، چند بخش اساسی آن شامل موارد زیر میباشند:
- فرزندپروری یک رابطه است و نه یک فرآیند انتقال یک طرفه! کودکان افراد منحصر به فرد خودشان هستند که میتوانند به والدین آموزش دهند.
- فرزندپروری آگاهانه به معنای رها کردن منیت، خواستهها و وابستگیهای والدین است.
- والدین باید به جای تحمیل رفتاری به کودک، روی زبان خود، انتظارات و خود تنظیمی کودک تمرکز کنند.
- والدین باید به جای واکنش به رفتاری از کودک و تنبیه او، مرزها را زودتر از موعد تعیین کنند و از تشویق مثبت استفاده کنند.
- به جای تلاش برای رفع یک مشکل لحظهای (به عنوان مثال، بی قراری و بدخلقی کودک)، مهم است که به روند کلی آن نگاه کنید. چه چیزی منجر به این رویداد شده است و در به طور کلی بروز آن به چه معناست؟
- فرزندپروری فقط شاد کردن کودک نیست. کودکان میتوانند با مبارزه رشد کنند و تکامل پیدا کنند. منیت و نیازهای والدین نباید مانع رشد کودک شود!
- پذیرش، مستلزم حضور و درگیر شدن با هر موقعیتی است که اتفاق میافتد.
مزایای فرزندپروری آگاهانه چیست؟
رویکرد فرزندپروری آگاهانه مستلزم آن است که والدین به طور روزانه درگیر اندیشیدن در مورد خود و آگاهی ذهن باشند. این ممکن است برای چیزهای بیشتری از تربیت کودک شما مفید باشد.
غرق شدن در انعکاس آگاهانه از خود به طور مکرر میتواند مزایایی مانند کاهش استرس و اضطراب را به همراه داشته باشد. مدیتیشن روزانه همچنین میتواند طول توجه طولانی تری ایجاد کند، احتمال از دست دادن حافظه به دلیل افزایش سن را کاهش میدهد و حتی میتواند فشار خون را کاهش داده و خواب را بهبود بخشد.
علاوه بر همه اینها، حامیان این روش میگویند که فرزندپروری آگاهانه میتواند به استفاده محترمانهتر از زبان (هم از سوی والدین و هم از سوی فرزندان) کمک کند و همچنین افزایش کلی ارتباط را تشویق نماید.
یکی از اصول اصلی فرزندپروری آگاهانه این است که کودکان افراد کاملی هستند که دارای توانایی آموزش به بزرگسالان میباشند. پذیرش واقعی این باور، مستلزم آن است که والدین با سطح خاصی از احترام با فرزندان خود صحبت کنند و مرتباً با آنها ارتباط برقرار کنند.
گفتوگوهای مکرر محترمانه با بزرگسالان، مهارتهای ارتباطی سالم و مثبتی را برای کودکان در سایر زمینههای زندگی خود ایجاد میکند.
همچنین یک پژوهش علمی در سال ۲۰۱۹ نشان میدهد که مشارکت دادن کودکان با زبان محترمانه در اوایل کودکی، مزایای بسیاری برای دوره بزرگسالی وی دارد. محققان خاطر نشان میکنند که انواع مکالمات ارائه شده توسط روش فرزندپروری آگاهانه میتواند باعث بهبود مهارتهای شناختی، نشانههای پرخاشگری کمتر و رشد پیشرفته در کودکان شود.
معایب فرزندپروری آگاهانه چیست؟
برای والدینی که به دنبال راه حلی سریع و واضح برای رفع چالشهای فرزندپروری هستند، فرزند پروری آگاهانه ممکن است به دلایل متعددی مناسب نباشد.
اولاً، رسیدن به حدی از تفکر در مورد خود و کنترل درونی لازم والدین به روشی که این سبک نیاز دارد، زمان زیادی میبرد. به هر حال، حامیان فرزندپروری آگاهانه معتقدند که لازم است اضافه بار روانی خود را رها کنید تا به فرزندتان اجازه دهید به خود واقعی با خود صادق باشد و این یک شبه اتفاق نخواهد افتاد!
دوم، فرزندپروری آگاهانه مستلزم آن است که والدین به فرزندان خود فرصت مبارزه و شکست خوردن را بدهند. این البته به این معنی است که کودک ممکن است نامرتب شود و زمان هم میبرد. حامیان فرزندپروری آگاهانه بر این باورند که این زمان و مبارزه برای کودک لازم است تا با مسائل مهمی دست و پنجه نرم کند که او را شکل میدهد. با این حال برای برخی از والدین، اگر فرصتی برای جلوگیری از تجربه شکست یا درد فرزندشان داشته باشند، تماشای این اتفاق ممکن است دشوار باشد.
سوم، برای والدینی که به پاسخهای سیاه و سفید برای رسیدگی به چالشهای همراه با فرزندان خود تمایل دارند، فرزندپروری آگاهانه میتواند مشکل ساز باشد. فرزندپروری آگاهانه رویکرد اگر A، سپس B را برای فرزندپروری تأیید نمیکند. این سبک از فرزندپروری مستلزم آن است که بزرگسالان مقدار قابل توجهی از کنترل را به فرزند خود واگذار کنند. قوانین کمتر برای کودک به این معنی است که ممکن است همه چیز کمی مبهمتر و کمتر قابل پیشبینی شود.
به جای این که همیشه یک مسیر عمل روشن وجود داشته باشد، والدین طرفدار تربیت آگاهانه اصرار دارند که والدین با کودکان همکاری کنند تا مسائل را به محض بروز مشکل حل کنند و در لحظه زندگی کنند.
علاوه بر این، فرزندپروری آگاهانه ممکن است چالشهای منحصر به فردی را در هنگام تربیت کودکان کوچکتر ایجاد کند. مواقعی وجود دارد که برای حفظ ایمنی کودک، والدین باید فوراً اقدام کنند. همیشه نمیتوان زمانی که اولین مسئولیت شما ایمن نگه داشتن فرزندتان است، مکث کرد و فکر کرد.
در نهایت برای برخی از والدین، باورهای اصلی پشت پرده فرزندپروری آگاهانه روی اعصاب است. به عنوان مثال، یکی از بحث برانگیزترین خطوط در کتاب والد آگاه میگوید: «وقتی هوشیار شویم، فرزندپروری آنقدرها هم پیچیده یا دشوار نیست، زیرا یک فرد آگاه به طور طبیعی دوستداشتنی و واقعی است». این احتمال وجود دارد که اغلب والدین گاهی اوقات، اگر نه به طور روزانه، احساس میکنند که تربیت فرزند در واقع بسیار پیچیده و اغلب دشوار است.
هنگام بررسی هر فلسفه فرزندپروری، ممکن است مواقعی وجود داشته باشد که فلسفه دیگری منطقی تر باشد. بسته به دیدگاههای دیگر والدین و شخصیت افراد درگیر، فرزندپروری آگاهانه ممکن است برای هر موقعیت یا کودکی مناسب نباشد.
اکثر والدین هنگام تربیت فرزندان خود بر ترکیبی از فلسفههای فرزندپروری تکیه می کنند و رفتارهای خود را بر اساس ترکیب پیچیدهای از عوامل انجام میدهند.

نمونه هایی از فرزندپروری آگاهانه
در مورد این که اجرای این روش در زندگی واقعی چگونه به نظر میرسد سوال دارید؟ نگران نباشید، شما تنها نیستید. به همین دلیل در ادامه، یک مثال واقعی از سبک فرزندپروری آگاهانه در عمل آورده شده است.
تصور کنید که کودک ۵ ساله شما تنها مانده است و قیچی را در دست گرفته است (بدترین کابوس هر والدینی!) او تصمیم گرفته است که آرایشگاه بازی کند و از مهارتهای جدید کوتاه کردن موهای خود استفاده کند. شما تازه وارد اتاق شدید و نتیجه را دیدید…
۱. نفس عمیق بکشید
به جای این که با عصبانیت یا وحشت واکنش نشان دهید، کودک را فوری تنبیه کنید یا او را سرزنش کنید، به عنوان والدینی که آگاهانه تربیت کودک میکنند، یک ثانیه نفس عمیق بکشید و بر روی خود تمرکز کنید. چند لحظه وقت بگذارید و قیچی را به مکانی امن ببرید.
۲. فکر کنید
این مهم است که قبل از ابراز احساسات درونی خود، زمانی را برای تأمل در مورد محرکها یا احساساتی که این اتفاق در درون شما ایجاد کرده است، اختصاص دهید. این احتمال وجود دارد که حداقل بخش کوچکی از شما به این فکر کند که همه والدین دیگر در پارک نزدیک خانه وقتی فرزند شما را این شکلی ببینند، چه فکری خواهند کرد! وقت آن است که این احساس را رها کنیم.
۳. تعیین حد و مرز
فرزندپروری آگاهانه شامل تعیین حد و مرز میشود (مخصوصاً وقتی صحبت از درخواست ارتباط محترمانه میشود). بنابراین اگر فرزندتان زودتر از شما خواسته بود از قیچی استفاده کند و به او گفته بودید که این کار به دلایل ایمنی فقط با حضور شما میتواند رخ دهد، این زمانی است که باید به نقض حد و مرز تعیین شده توسط کودک خود اشاره کنید.
با این حال، شما همچنین باید در نظر داشته باشید که چگونه میتوانید به کودک خود کمک کنید تا قدم بعدی را بردارد و آن را یاد بگیرد، مانند بردن قیچی به مکانی که به تنهایی نمیتواند به آن دسترسی داشته باشد. به یاد داشته باشید: فرزندپروری آگاهانه برای ارتباط و روابط درست تلاش میکند و همزمان روی تصویر بزرگتر تمرکز میکند که در دراز مدت مربوط به موهای نامناسب نیست.
۴. بپذیرید
در نهایت، به جای ناراحتی از این که ممکن است موهای فرزندتان به زیباترین شکل خود به نظر نرسد، فرزندپروری آگاهانه از شما میخواهد که موهای کودک خود را به شکلی که الان هست، بپذیرید. نیازی به عزاداری برای مدل موی قبلی نیست! وقت آن است که تمرین کنید تا خواسته درونی خود را رها کنید.
حتی میتوانید از این به عنوان فرصتی برای همکاری با کودک خود استفاده کنید تا یک مدل موی جدید برای او داشته باشید.
هم سطح کودک خود صحبت کنید
لازم نیست که کودک شما بر خانواده حکمرانی کند، اما باید بتواند با بیان احساسات خود در مورد آنچه که اتفاق میافتد، با شما صحبت کنند. این به این معنی است که باید کودک خود را در صحبت در مورد انتخاب خود برای قوانین خانه مشارکت دهید. فرزندپروری هلیکوپتری و دستور دادن به کودک با جمله “چون من گفتم” فقط باعث افزایش تعارض بین شما میشود. با توضیح این که چرا همه چیز به این شکل است، از کودک بپرسید که در مورد این قوانین چه احساسی دارد و قوانین را طوری تغییر دهید که از نظر او هم منصفانه باشد. میتوانید احساسات یکدیگر را با احترام بپذیرید و به کودک خود قدرت لازم را برای تفکر انتقادی در مورد کارهای خود بدهید.
این موضوع نه تنها مربوط به نوجوانان عصبانی، بلکه شامل کودکان نوپا نیز میشود: یک مطالعه علمی نشان میدهد که تشویق و نشان دادن صمیمیت ملایم در برابر ترس کودک نوپا از معاشرت، به کودکان نوپای خجالتی در موقعیتهای اجتماعی کمک میکند؛ زیرا کنترل هیجان و خودآگاهی را در کودک رشد میدهد.
در برخی مواقع، وظیفه شما این است که کودک خود را در نقش بزرگسالانی مسئول، دوست داشتنی و دلسوز وارد جامعه بیرون از خانه کنید. شما به کودک اطلاع میدهید که چرا همه چیز به این شکل است و توضیح میدهید که به چه دلیل کاری را انجام میدهید. شما کودک خود را از کاری که میکنید و دلیل آن آگاه میکنید.
به یاد داشته باشید: کودک و شما اشتباه خواهید کرد
هیچکس کامل نیست. تربیت کودک یک مهارت مادام العمر است که با بزرگتر شدن شما و کودک شما به تکامل خود ادامه میدهد. درک این که اشتباه به هر صورت رخ خواهد داد و واکنش نشان دادن به آن اشتباه با رفتار و راهنمایی مثبت بسیار برای کودک سودمند است.
و اگر تکنیکهای آرامبخشی را به کار گرفتهاید و روتینی را ایجاد کردهاید که در آن شما و کودک شما میتوانید آشکارا درباره احساس او صحبت کنید، این فعالیتها اثرات موجی خواهند داشت که مدیریت و مقابله همزمان اشتباهات را آسانتر میکند.
فرزندپروری آگاهانه به این معنی است که ما با آنچه در اختیار داریم، بهترین تلاش خود را میکنیم تا آگاهانه همه چیزهایی را که کودک ما برای گرفتن بهترین تصمیمها نیاز دارد، در اختیارش بگذاریم. کودک تصمیمات خود را میگیرد؛ مهم نیست ما چه میگوییم یا چه کار میکنیم. اما مهم است که به خاطر داشته باشید که پایه و اساس خوبی برای او فراهم کردهاید.
سخن آخر
این امکان وجود دارد که هر آنچه در این مقاله در مورد فرزندپروری آگاهانه توضیح داده شده است با اصولی که شما فکر میکنید تربیت کودک باید انجام شود، همخوانی داشته باشد. از طرف دیگر، ممکن است به شدت با همه اصول آن مخالف باشید. هر که احساسی داشته باشید، بهتر است بدانید که قطعا تنها نیستید
هیچ یک از روشهای فرزندپروری برای هر کودک (یا شرایطی) به طور صد در صد کار نمیکند؛ بنابراین مهم است که در مورد فلسفههای فرزندپروری مختلف بیاموزید. هرگز نمیدانید چه زمانی به کارتان می آیند! شاید شما روزی والدین دیگر را در مورد تربیت کودک راهنمایی کنید.
در صورت مفید بودن این مقاله برای شما لطفا امتیاز دهید.













